پایگاه مقاومت بسیج شهداء
 
پنجشنبه 03 اسفند 1396 -

رای به سایت :
208
محبوب

حجت الله یعقوب زاده

تاریخ شهادت:  
محل شهادت:  سردشت

بسم رب الشهدای و الصدیقین

 

شهید حجت الله یعقوب زاده

نام شهید:حجت الله یعقوب زاده

تاریخ تولد:1346

تاریخ شهادت:1366

محل شهادت:سردشت

 

وصیت نامه ی شهید حجت الله یعقوب زاده:

 

" من طلبنی وجدنی و من وجدنی عرفنی و من عرفنی عشقنی و من عشقنی عشقته و من عشقته قتله و من قتله فعلی دیته و من عملی دیته فانا دیته. "

 " هر که مرا طلب کرد مرا یافت و هر که مرا یافت مرا شناخت و هر که مرا شناخت پس عاشق من شد و هر که عاشق من شد پس من نیز عاشق او شدم او را خواهم کشت و هر که او را من بکشم پس دیهاو بر من است پس ذات خودم خون بهای او خواهد بود. "

 

"و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون. "

 

مپندارید که آنان که در راه خدا کشته شدند مرده اند بلکه زنده اند و نزد خدای خود روزی می خورند.

به یاد آنگاه که رسول اکرم در حال فوت بود و آخرین وصایای خود را به مسلمین می کرد؛ و به یاد آنگاه که علی (ع) به فرق شکسته و آغشته به خون گفت: «فزت و رب الکعبه» به خدای کعبه قسم که رستگار شدم ؛

به یاد آنگاه که فاطمه الزهرا (س) در آخرین دقایق عمرش حسن (ع) و حسین (ع) را در آغوش گرفته بود ؛

و به یاد آنگاه که حسن بن علی(ع)خواهرش زینب علیها السلام  را صدا زد زهر تکه های جگر مطهرش را دریده بود و آن حضرت از دهان خود خون و پاره های جگرش را خارج می کرد؛

 و به یاد آن هنگام که اباعبدالله با بدنی پاره پاره در صحرای کربلا افتاده بود و در آخرین لحظات عمرانتظار دیدار یکی از افراد خاندان بنی هاشم را کمی کشید دراین لحظه شمر علیه العنه را با شمشیر دریافت که قصد سر او را کرده بود و به یاد پسران مسلم که با بدنهای بی سر در حال پرپر زدن بودند ؛

 و به یاد آن شهیدی که در آخرین لحظات عمرش امام حسین (ع) سر او را در آغوش خود می گذارد و براو آفرین می گوید ؛

 و به یاد آن کودکهای یتیمی که پدرشان را در این راه از دست داده اند و هر شب بهانه بابا می کنند ؛

 به یاد آن مادران جگر سوخته ای که شبهای جمعه چه ها بر سر قبر پسرشان می کنند ؛

و به یاد آنگاه که جنازه شهدای عاشق بر زمین می افتد و زمین بر آنها درود و سلام می فرستد وهزاران ملک به سوی زمین فرو می افتند و بالهای خود را برمی افکنند و به آن شهید درود خدا را می رسانند و چه شوری دارد ضربه آخر، چرا که این ضربه آخر از آبی که شخصی تشنه در بیابانی بی آب و علف می نوشد گواراتر است پس آنگاه ملائک لباسهای بهشتی بر تن این شهید کنند و از عطرهای بهشتی او را معطر می کند و او را مستقیما به بهشت می برند و او را با حورالعین های خدا همراه کنند و او را به ملاقات خدا می برند از هر چه خواهد به او دهند و هیچ غم و غصه ای ندارد آنجا با ابرار و یاران خداست و در آنجا هیچ سخن بیهوده ای گفته نمی شود و آنجا چه مهمانیهایی که انبیاء و امامان و مومنین راه می اندازد که تمام اهل بهشت دعوت شوند و در آنجا تساوی و ذکر مطلق است و از نهرهای شراب می نوشند اما این شرابها نه و از میوه های بهشتی تناول کنند و با حوریان الهی تزویج نمایند و هرچه خواهد به آنها دهند.

پدر و مادر عزیز:

به خدا قسم از ترس خدا و شدت گناهانم به این راه رفتم و از آتشش می ترسیدم و حال که پا در این راه گذاشتم به خاطر ذلیلیم در این دنیا بود چرا که عزت را در این راه دیدم.

 "یا سیدی فکیف بی و انا عبدک الضعیف الذلیل الحقیر المسکین المستکین. "

ای مولای من حال من چگونه است در حالیکه بنده ی خوار و ناتوان و محتاج عنایت تو هستم.

 "یا الهی و سیدی و مولای و ربی صبرت علی عذابک فکیف اصبر علیفراقک و هبنی یا الهی صبرت علی جر نارک فکیف  اصبر علی نظر الی کرامتک اشکن فی النار و رجائی عفوک "

ای معبود و آقای من،ای مولای و پروردگار من عمل می کنم عذابت را اما چگونه جدائیت را تحمل کنم خدایا از من درگذر ای معبود من گیرم که صبر کنم بر حرارت آتشت چگونه تحمل کنم که نظر به غیر کرامت تو افتد یا چگونه مسکن گزینم در آتش تو و حال آنکه امید به عفو و بخشش تو دارم .

پدر و مادر و خانواده ی عزیزم:

چند وصیت وخواهش از شما ، بزرگترین خواهشم این است که اگر شهید شدم خواهشمندم بر من گریه نکنید چون اگر ان دنیا بفهمم شماها گریه می کنید و ناراحتید به خدا قسم از دستتان ناراحت می شوم  چرا که هدیه ای بوده که تحویل صاحب اصلی اش داده اید هر وقت خواستید گریه کنید به خاطر من به یاد زینب علیها سلام بیافتید و به حرمت این فرزند زهرا علیها سلام که اینقدر مصیبت دیده گریه کنید و از او خجالت بکشید بلکه به دیگران نیز روحیه بدهید و به جای گریه کردن کارهای خیر برای من بکنید و از این دنیا برای من خیرات دهید تا بر توشه آخرتم زیاد گردد چرا که توشه من در آن دنیا بسیار ناچیز است و محتاج کمک شما هستم باز تکرار می کنم که برای من گریه نکنید شما را به چهارده معصوم قسمتان می دهم مرا ناراحت نکنید و گریه نکنید در حدود یک سال کم و بیش نماز قضا دارم زیرا حمد و سوره ام را درست نمی خواندم از شما می خواهم به کسی بدهید که بخواند ماه رمضان پیش مسافرت بودم و نتوانستم روزه هایم را بگیرم و امسال ماه رمضان نیز که جبهه بودم و نتوانستم روزه بگیرم و بنا بر این دوماه روزه قضا دارم .مالی که ندارم و آنچه که هست به میل خودتان خرج کنید و سعی کنید در کارهای خیریه مانند مسجد سازی و کمک به باز سازی خرج کنید و هر که را با من رابطه ای داشته از او طلب بخشش کنید تا اگر خداوند عذابی را برمن مقدر نموده از آتش آن کم کند و اگر نعمتی برای من مقدر کرده افزونم کند از تمام فامیلها و دوستان و معلمهایم و همه طلب بخشش کنید خودتان مرا حلال کنید اعمال خیر مانند قرآن خواندن و غیره برای من انجام دهید باز خواهش می کنم برای من گریه نکنید بلکه راه من را ادامه دهید بروید دنبال درستی اعمالتان .از من نصیحت چرا که حساب سخت است پیش علماء بروید و نمازهایتان را درست کنید و مسائل دینی خود را به درستی رعایت کنید از دروغ و تهمت و غیبت بپرهیزید اگر من در جهنم بودم شما به بهشت رفتید و شفاعت من را هم بکنید و اگر من توفیق بهشت برین را پیدا کردم شما حمد و سوره و احکام دینی خود را درست کنید و از دروغ و غیبت و تهمت به شدت بپرهیزید من هم منتظر شما هستم خواهرها و برادرم بخشش می خواهم همین طور از تمام فامیلها.

خداحافظ پدر و مادر گرامی و دلسوزم و خواهرها و برادر مهربانم از همه شما بخشش می خواهم در بهشت همدیگر را دریابیم دعا برای من یادتان نرود از این دنیا برای من خیرات بفرستید.

                                                       والسلام