پایگاه مقاومت بسیج مسجد جامع ابوذر
 
سه شنبه 01 آبان 1397 -

رای به سایت :
682
محبوب
صفحه نخست ›› سایر محتوای فرهنگی ›› حوزه 317 امام رضا (ع) ›› پایگاه مقاومت بسیج مسجد جامع ابوذر
1
محبوب  
رای به خبر :
اهمّیّت مجلس حضرت امام موسی کاظم
اهمّیّت مجلس حضرت امام موسی کاظم

سخنرانی حجت الاسلام سید مهدی موسوی نیا در شب شهادت امام موسی کاظم (ع) در جمع نمازگزاران مسجد جامع ابوذر.
calendar
تاریخ : 1397/01/23 - 08:10

به گزارش قسم از پایگاه مقاومت بسیج مسجد جامع ابوذر  حوزه 317 امام رضا (ع)  ناحیه مقاومت بسیج شهید محلاتی ،

اهمّیّت مجلس حضرت امام موسی کاظم (علیه السّلام)

نمی‌دانیم چطور از وجود حضرت حجّت (صلوات الله علیه) و حضرت رضا (علیه السّلام) تشکّر کنیم که در مجلس موسی بن جعفر (علیه السّلام) ما را راه دادند. من خودم با امید آمدم مجلس موسی بن جعفر هیچ شکّی ندارد، کسی دست خالی بر نمی‌گردد. حیف است کسی در مجلس موسی بن جعفر (سلام الله علیه) فقط به کیسه‌های زر او بسنده کند.

در تاریخ امامت ائمّه هر امامی ویژگی‌هایی دارد. کیسه‌های حضرت موسی بن جعفر (علیه السّلام) ضرب المثل است «کَانَ مِثلُ صُرَرُ مُوسَى بنِ جَعفَر إذا جَاءَتِ الإنسان الصُّرَّه فَقَد استَغنَى» این را بیش از ۳۰ کتاب شیعه و سنّی نوشته‌اند. تنها یک «قیل» نیست که در یک جا این‌طور گفته شده است. هر کس به عطای موسی بن جعفر می‌رسید بی‌نیاز می‌شد. بعضی می‌گفتند تعجّب است از کسی که کیسه‌ی موسی بن جعفر به او رسیده باشد و بعد تا آخر عمرش ببینند آثار ضعف مالی در او وجود دارد. عدد آن را هم گفته‌اند که کمتر از دویست دینار نبود. معمولاً کیسه‌ها حدّاقل بین دویست تا سیصد دینار بود. دویست تا سیصد دینار یعنی دویست تا سیصد مثقال طلا. حیف است از موسی بن جعفر (سلام الله علیه) که کم از او بهره ببریم، خاصّه این‌که پدر حضرت رضا است.

خدا مرحوم آیت الله مجتبی تهران را رحمت کند. بحث را جع به حضرت موسی بن جعفر زیاد است. اگر بخواهیم تحلیل کنیم به یک جلسه هم ختم نمی‌شود ولی نمی‌دانم چرا می‌خواهم این حرف‌ها را بگویم. بعضی از شب‌ها را نباید از دست داد.

موسی بن جعفر (سلام الله علیه) کریم اهل بیت

اقدامات موسی بن جعفر (سلام الله علیه) در حفظ شیعه بی‌نظیر است منتها من نمی‌خواهم بیشتر به آن موضوعات بپردازم. این بزرگوار دو صفت دارد که صفات عجیبی است که معصوم به آن نداده است؛ یعنی اگر در روایات بررسی کنید مثل کریم اهل بیت که معصوم به او نگفته است یعنی از معصومین نرسیده است که امام کاظم کریم اهل بیت است. آن‌قدر به مخالفین و دشمنان خود کرامت کرد که می‌گفتند کریم اهل بیت است. در اصطلاح علمی می‌گویند به وضع تعیّنی به او کریم اهل بیت گفته‌اند، معصوم نگفته است. در مورد حضرت مجتبی (صلوات الله علیه) روایت نداریم که او کریم اهل بیت است. آن‌قدر کرامت کرد که بین مردم مشهور به کریم اهل بیت شد، این خیلی عجیب است!

تلاش امام صادق و امام کاظم (علیه السّلام) در ترویج فرهنگ مهدوی

در شرایطی که بعد از حضرت صادق (علیه السّلام) منصور دوانیقی به مدینه فرستاد و گفت: ببینید جعفر بن محمّد الصّادق به چه کسی وصیّت کرده، گردن او را بزنید، در این شرایط. در شرایطی که آن‌قدر حضرت صادق (سلام الله علیه) در ولایت ائمّه مطلب فرموده بود که هم فکر می‌کردند مهدی آل محمّد است و هم در مورد فرزند او حضرت موسی بن جعفر این برداشت شد.

ببینید امام صادق (علیه السّلام) چه کار کرده بود که مردم تا موعود و مهدی موعود پیش رفته بودند و تا آثار و روایاتی که از حضرت صادق شنیده بودند با موسی بن جعفر تطبیق می‌کردند تصوّر می‌کردند موسی بن جعفر مهدی موعود است. آن‌قدر این باب داغ شده بود که منصور دوانیقی اسم پسر خود را محمّد مهدی گذاشت.

بعد از شهادت موسی بن جعفر بعضی از شیعیان گفتند او شهید نشده، رفته که بعداً ظهور کند. در این شرایطی که حرف‌های گذشته‌ی ما را باید به این ضمیمه کرد که این فضیلت ملموس‌تر شود. آن هم این است که اهل بیت خود را به عنوان امام معرفی نمی‌کردند چون کشته می‌شدند. اوج مخفی‌کاری است.

نحوه‌ی شهادت مظلومانه‌ی حضرت موسی بن جعفر (علیه السّلام)

یک نقل این‌طور است که سم می‌آوردند به حضرت بدهند ولی حضرت قبول نمی‌کرد ولی در آخر گفتند آن‌قدر به حضرت غذا نمی‌دهیم تا مجبور شود بخورد. در یک نقل بعد از چهار روز گرسنگی آمدند سم بدهند. گفت: خدایا تو شاهد هستی من وظیفه دارم برای سدّ جوع غذا بخورم. یعنی معلوم است… سم را به حضرت دادند. سندی بن شاهک دو کار بی‌ادبانه انجام داد. به گونه‌ای که چنان آبروی هارون رفت که عین همان کاری که یزید ملعون در مورد عبیدالله انجام داد. گفت: خدا سندی بن شاهد را لعنت کند، من نمی‌خواستم چنین کاری انجام دهم، همان‌طور که او در مورد عبیدالله بن زیاد گفت. وقتی حضرت به شهادت رسید…

پس از شهادت مظلومانه‌ی حضرت موسی بن جعفر (علیه السّلام)

آن زمان رافضه یعنی مشرک، خبیث. این آقا در بغداد بود، همه سنّی بودند، شیعه‌ی حضرت نبودند، پسر او امام رضا (علیه السّلام) نبود. «الْمُنَادَى عَلَیْهَا بِذُلِّ الِاسْتِخْفَافِ» یعنی به قصد ذلیل کردند سه غلام سیاه آمدند این بدن مطهّر را برداشتند و بردند و سندی بن شاهک فریاد زد: «هَذَا إِمَامُ الرَّافِضَهِ» (معاذ الله) یعنی این امام خبیث‌ها و نجس‌ها است. سه روز هم بین راه نگه داشتند که هر کسی می‌آید شهادت بدهد موسی بن جعفر (علیه السّلام) به مرض عادی از دنیا رفته و هارون او را نکشته است. وقتی این بدن را بلند کردند -همان سنّی‌هایی که حضرت به آن‌ها احترام کرده بود- گفتند این‌ها با این امام الرّفضه گفتن، با این «هَذَا إِمَامُ الرَّافِضَهِ» گفتن او را خوار و خفیف کنیم، هیبت او را بشکنیم. از این راه که او را برداشتند و از منطقه‌ی حفاظت‌شده‌ی حکومتی که خارج شدند مردم ریختند. آن‌قدر گل بر بدن موسی بن جعفر پرتاب شد، آن‌قدر گل ریختند، همین سنّی‌ها، یک نفر فریاد زد: «الطَّیِّبَ بْنَ الطَّیِّبِ»او پاک و فرزند پاک است، این همان آقایی است که همه‌ی ما از عطایای او بهره‌مند شدیم. مردم آمدند و شروع به گلباران بدن مطهّر موسی بن جعفر (علیه السّلام) کردند به گونه‌ای که به آن چهار راه سوق الرّیاحین می‌گفتند، بازار گل‌ها یا گل‌فروش‌ها. آن‌جا که بدن مبارک امام را روی زمین گذاشتند تا نماز بخوانند یک سکّویی زدند، یک وقت اسب‌سواری یا کسی با کفش روی جایی که قبلاً تابوت بدن حضرت موسی بن جعفر (علیه السّلام) گذاشته شده پا نگذارند.

 

 

 


 


 


 

 


انتهای پیام /
کدخبرنگار: 12159






مطالب مرتبط