پایگاه مقاومت بسیج شهیده مهدیه کربلایی هادی
 
شنبه 24 آذر 1397 -

رای به سایت :
659
محبوب
صفحه نخست ›› سایر محتوای فرهنگی ›› حوزه 312 طوبی ›› پایگاه مقاومت بسیج شهیده مهدیه کربلایی هادی
3
محبوب  
رای به خبر :
دیدار با مادر آسمانی شهید محمد رضا صادقی
دوشنبه پاییزی با شهدا

دیدار با مادر آسمانی شهید محمد رضا صادقی

بانوان نمازگزار مسجد حضرت علی(ع)، امروز به یاد حماسه آفرینان شکست ناپذیر، در دیدار با مادر آسمانی شهید گرانقدر محمد رضا صادقی، مهمان ستاره ای دیگر از آسمان شهادت شدند.
calendar
تاریخ : 1397/08/14 - 21:47

به گزارش قسم از پایگاه مقاومت بسیج شهیده مهدیه کربلایی هادی  حوزه 312 طوبی  ناحیه مقاومت بسیج شهید محلاتی ، بانوان نمازگزار مسجد حضرت علی(ع)، عصر این دوشنبه پاییزی را به یاد حماسه سازان شکست ناپذیر دفاع مقدس، به دیدار مادر معظم شهید گرانقدرمحمد رضا صادقی، رفته و مهمان ستاره ای دیگر از آسمان شهادت شدند.

مادر شهید گفت: فرزندش محمد رضا، یکی از گل های صالح بهشتی بود که خداوند متعال در اردیبهشت سال 1350 آن هدیه ارزشمند را به آنان اعطا کرد.

این سرباز نوجوان حضرت روح الله دوره نوجوانی را مثل یک انقلابی بزرگ گذراند و با پیروزی انقلاب اسلامی به بلوغ فکری شگفت آور رسید و در گروه فدائیان اسلام ناب محمدی و ره پویان خط خمینی کبیر، عاشقانه وارد جبهه های نبرد حق علیه باطل شد.

وی در عملیات بیت المقدس چهار، در منطقه شاخ شمیران به آرزوی بزرگ شهادت دست یافت و آسمانی شد.

در این دیدار، زیارت عاشورا قرائت و ثواب آن به روح بلند شهیدان اهداء شد.

وصیت نامه این کبوتر هفدده ساله ی محله مقداد، گویای شعور و بصیرت عمارگونه این شهید نوجوان است که توصیه هایش درس هایی بزرگ برای آیندگان در بردارد، لذا وصیت نامه این شهید عزیز را بازخوانی می کنیم.

إِنَّ اللّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ

به درستی که‏ خدا جان و مال اهل ایمان را به (بهاى) بهشت خریداری کرده است

به نام آن که به ما روح بخشید و به ما قدرت ایمان بخشید، تا در راهش بجنگیم

با عرض سلام به به خدمت آقا امام زمان ارواحنا فدا، و با درود به نائب برحقش، بت شکن قرن، خمینی کبیر.

سلام بر رزمندگان کفر ستیز اسلام، که با نبرد خویش با تمامی کفر، خداوند و شهیدان را از خود خشنود می کنند.

امروز بخت با جوانان خدایی است که، زمانه، زمانی است که، خداوند انسان را می آزماید و بهترین امتحان همین است که، دین خدا را یاری کنند و اسلام را از خطر نجات دهند.

مناجات شهید

خدایا از تو سپاسگزارم که، من نیز در چنین زمانی هستم و می توانم حسین زمان خود را یاری کنم و در آن دنیا روسفید باشم.

ای جوانان، وقت را از دست ندهید و آخرت خویش را آباد کنید، زیرا، آن دنیا هیچ گونه عذری پذیرفته نیست.

و بسی جای خوشبختی است که، امروزه، الحمدالله رب العالمین، جبهه پر از عاشقان حسین است.

آری، امروزه عرصه های پیکار در جبهه های نبرد، همواره متلألأ (تلالو می کند) از خون پاک عشاق حسین است، عاشقانی که، از هستی خود گذشته، و رو به سوی لقای دوست کردند و آنچنان در نماز عشق، خدا را صدا زدند که معبودشان، بزودی آن ها را اجابت کرده و آن ها را در کنار خود جای می دهد.

وه که، چه زیباست، لحظه دیدار عاشقانه دوست! لحظه ای که، عشاق ثارالله، سر بر روی خاک می نهند، می گویند: "الهی رضاً برضائک و تسلیماً لامرک، لا معبود سواک"، آری اینجا حقیقت هایی به چشم دل انسان می آید که هرگز در هیچ کجای دیگر انسان به آن مقام ها مفتخر نمی گردد.

براستی چه زیباست، آن ناله های نیمه شب رزمندگان اسلام، در آن خلوت شب، و چه با شکوه است، لبخند جاودان آنها بر روی شهادت.

سخن شهید با والدین

آری والدین عزیزم، خدا را شکر کنید که توانستیم، این گونه باشیم و سعی داشته باشیم، ازاین بهتر شویم و از راه انبیاء منحرف نگردیم، زیرا در اینجا رزمندگان ما به دو چیز بیشتر فکر نمی کنند: "پیروزی و شهادت".

سخن شهید با آیندگان

آری با شهادت خود پیروزی می آفرینند و این پیروزی ها، پشت ابرجنایتکاران شرق و غرب را درهم می شکنند.

این جنگ که میان دو کشور ایران و عراق، یا بهتر بگوئیم، میان اسلام و کفر در گرفته، جنگی است، از طرف ما ناخواسته و تحمیل شده، زیرا منطق اسلام منطق زور و تفنگ و سرنیزه نیست، منطق اسلام، عقل است و شرع.

ولی برای دفاع از ارزش های اسلامی، در جایی که، دیگر سلاح منطق و استدلال روشن، کارگر نیفتاد و اسلام به ما اجازه برداشتن سلاح نظامی و متوسل شدن به زور برای دفع متجاوز و احترام ارزش های اسلامی را داده است.

ای امت حزب الله، خواست علی(ع)، ایجاد جامعه ای نمونه بود، جامعه ای خالی از هر ظلمی، جامعه ای خالی از خواسته های نفسانی، خالی از بهره کشی انسان از انسان، خالی از سلطه و زور گویی کشوری بر مستضعفین، همان برادران و خواهران در همه جا، در محدوده ایران در سراسرسرزمین محرومان، روستایی در استان بویراحمد، زیلائی و لودابِ بویراحمد و محرومان بلوچستان و دیگر روستاهای کشورمان و گرسنه های آفریقایی، زندانی ایرلندی، مجاهد عربستانی، رزمنده پولیساریو، چریک الفتح و مبارز فلیپینی، همه برادران تحت ستم هستند، این ها را دریابید، یادتان نرود، سیرکه شدی، خودت را گم نکنی.

برادر وخواهر، تقاضایم این است که: کفران نعمت نکنید، نه تنها فقط برای پوشاک و خوراک، بلکه از چیزهای معنوی و خدادادی نیز، کفر نگوئید، زیرا تمام چیزهایی که خداوند می دهد نعمت است، حتی اگر به قول ما انسان ها به ما بدبختی دهد و اگر خواستی این بدبختی را از خود دور کنی، چاره اش نماز و قرآن و دعاست، چرا که، "الدّعا سلاح المؤمن".

سخن شهید با گناه کاران معاند

و حال تأکید سخنم بر روی کسانی که، در این شهر گناهان کبیره می کنند، ادعای فرهنگ  و سوادمی کنند، ولی، کی! فرهنگ اسلامی می گوید تو با رفتار و کردار ناپسند خود روی چنگیز و تیمور را سفید کنی.

ای بی شرم، چرا با این سر و وضع و لباس که از غربی ها و آمریکایی ها به تو به ارث رسیده است، به کوچه و خیابان می آیی و حتی شرم نمی کنی، با وضعی می آیی که اگر حیوان آن را ببیند، به حال تو بیچاره، گریه می کند.

چرا خود را بازیچه استعمار می کنی؟ چرا جوان ها را از راه بدر می کنی؟ به خداوند قسم که، عذابی سخت در انتظار شماست.

ای ملت، هوشیار باشید و بیدار و نگذارید این نامسلمانان از خدا بی خبر، هر کاری که دلشان می خواهد انجام دهند، نگذارید، این ها اسلام را بازیچه دست خود قرار دهند.

سخن شهید با دوستان

ای دوستانم که، در مدرسه هستید و مشغول درس خواندن هستید، این طور اشخاص در مدرسه نیز هستند، مواظب باشید که، در آخرسر شما نیز مثل آنها نباشید، بلکه مثل انسان های الهی باشید که، بعد از درس، برای شهادت آغوش شوق گشودند.

سخن شهید با دانشگاهیان

ای کسانی که در دانشگاه ها در دانشگاه ها مشغول درس هستید، چون شماها اغلب تان از طبقات بالا و سرمایه دار شاید بوده باشید، نمی توانید بفهمید که نیازهای هر زمان چیست، در محدوده ذهنی خودتان بازی خورده اید، نمی گویم همه تان، ولی خیلی از شما را میدانم که از روی عدم درک عمیق از اسلام، اسلامی که طالقانی ها و ... زنده اش کرده اند و خمینی ها اکنون نگهداریش می کنند، به گوشه ای رفتید و علیرغم دلتان که برای محرومان در دوران دانشگاهی می تپد، بعد از دانشگاه به دنبال عیاشی و خوشگذرانی های سرمایه داری گونه می روید.

برخیزید یاران! اسلام وسیع تر از برداشت های سطحی ماست، در راه خدا قدم بگذارید، در راه محرومان، در راه کسانی که از آنها بودجه تحصیلی تان تهیه می شده و می شود.

ما از سرمایه داران و امپریالیست ها و فئودال ها انتظار خوبی نداریم، چرا که آنان کوردل شده اند ولی از شما که از مال و جان این ملت و خاک این کشور استفاده می کنید، انتظار دایم  و انتظارمان این است که:

با سواد و سطح فکری خود، اسلام را به ساحل پیروزی و آبادانی برسانید.

سخن شهید با مردم

ای ملت حزب الله پیامی دیگر با شما دارم، هرگز دست از یاری امام برندارید، زیرا وضعیت وحال، چیزی تغییر نمی کند مگر خود بخواهیم.

و اگر دست از یاری امام بردارید، مطمئن باشید فاتحه اسلام برای الی الابد خوانده می شود، سخنان او را به گوش دل بشنوید و بر لوح دل نگارید، و حتی اگر خدای نکرده، امام عزیز به عرش اعلی پیوست، از جانشین او حمایت کنید.

سخن شهید با دشمنان اسلام

یک پیام هم برای دشمنان اسلام دلرم: ای مزدوران شرق و غرب، ای از خدا بی خبران و ای منافقین، اگر در بیابانی سوزان، تکه تکه ام کنید، هر قطره خونم فریادمی زند که:

خمینی خمینی خدا نگهدار تو - بمیرد بمیرد دشمن خونخوار تو

مناجات شهید

حال سخنی با خدای خویش دارم:

خدایا! از تو لیاقت شهادت بر حقانیت کلمه لا اله الا الله و کلمه الله اکبر و شهادت بر حقانیت مکتب و رسالت و پیامبر تو و امامان تو و شهادت بر حقانیت ولی امر تو، امام عزیزمان، و حقانیت امت تو را می طلبم،از تو می خواهم که ما را به راه امام مان مستدام بداری.

بار خدایا! شهادت ها، ما را به مسائل آشنا ساخت و ما را زنده کرد، که شهادت چنین خاصیتی دارد، پس بر من شهادت را ارزانی بدار، که توفیق شهادت را از تو خواستارم.

 از امت اسلام می خواهم که، سلاح شهادت را برگیرند تا به راه خدا توفیق پیدا کنند، پس من می جنگم و هیچ ترسی هم به دل ندارم، چون اگر کشتم، پیروزم و اگر کشته شدم، باز هم پیروز هستم و این فرق اساسی است که مکتب ما با سایر مکتب ها دارد.

سخن شهید با پدر و مادر و ... همه پدران و مادران

پدرجان، شما نیز می توانید با این شغل شریفی که دارید، راه شهیدان را دامه دهید و ثواب شما نیز اگر بیشتر از شهیدان نباشد، کمتر نیست.

پدرجان همیشه سعی کن، در کنار کاری که انجام میدهی، افرادی که از اسلام نمی دانند روشن کنی و یک مبلغ باشی.

پدرجان، اینک تنها خواهشم این است که: اگر حق فرزندی تو را ادا نکرده ام، قلباً از دست من راضی باشی و مرا ببخش، تو روز و شب برای ما کار کردی و زحمت کشیدی و ما را بزرگ کردی.

پدرم، مادرم، خوشحال باشید که، چنین انسان هایی بودید که، توانستید امانت الهی را در راه اسلام و خودش به او بازگردانید،هرگز در مرگ من ناراحت نباشید.

اما، تو ای مادر! تویی که همچو پروانه به گرد شمع رخ ما می چرخیدی، تا این که ما را به اینجا رساندی، تو نزدیک ترین و مهربانترین انسان در طول زندگی من بودی و مهربانتر از تو کسی را سراغ نداشتم.

تو برای من زیاد زحمت کشیدی، درود بر تو مادر که، در کوچکی ام، شب ها، بی خوابی کشیدی، از شما تشکر می کنم و اگر حق فرزندی تو را ادا نکرده ام از شما می خواهم که، با روح بزرگواری که دارید مرا ببخشید.

من اکنون جان ناچیزم را تسلیم خدا نموده ام و در راه خدا می دهم ولی شما فرزند دلبندت را در طبق اخلاص نهاده ای و به خدا تقدیم کرده ای و تو ارزشت از من بیشتر است، والاترین ارزش ها را داری.

مادر از تو می خواهم که، برادرم ... را نیز درس ایمان داده و خوب تربیت کنی، و همچنین خواهرم را ... .

مادرم از تو خواهش می کنم، در شهادت من هرگز گریه نکن و اگر خواستی، اشکی بریزی، برای مظلومیت امام حسین(ع) و یارانش و علی اکبر و قبر خاموشش گریه کن.

مادرجان، الگوی خود را زینب(س) قرار بده و بسوز و بساز، که با این سوختن ها است که انسان، آبدیده و مستحکم می شود و از راست قامتان جاودانه تاریخ می گردد.

مادرم تو نیز با حجاب خود، با دشمنان اسلام بجنگ و بر دهان کسانی که خود را عروسک استعمار ساخته اند، ... مشت محکمی بر دهانشان بزن.

سخن شهید با خواهر ان ایمانی

و تو ای خواهرم، سخنی نیز با تو دارم:

سعی کن، فرزندانی تحویل جامعه اسلامی دهی که، موجب ننگ نباشد و فرزندانی، با ایمان و شایسته برای جامعه تربیت کن، که این، ارزشمندترین کار است.

فرزندانت را طوری تربیت کن، که برای مستضعفین کار بی منت کنند و خلاصه این که: سر بارِ جمهوری اسلامی نباشند و خودت نیز با حجابت، با صحبتت، اسلام را یاری کن.

لزوم دفاع و حضور در جبهه ها

... اسلام عزیز در خطر بود و من نمی توانستم که او و رهبرش را تنها گذارم و دیگر جوانان نیز، باید همین کار را بکنند و نگذارند، اسلحه شهدا بر زمین افتد و راهشان را باید ادامه بدهید.

سخن با دانش آموزان و ... جوانان

... تو در سنگر مدرسه با دشمن بجنگ و راه مرا ادامه بده، ... همیشه سعی کن در دعاهای کمیل، ندبه، توسل و نماز جماعت شرکت کنی و خیلی مواظب این باش که، دوستان ناباب گیرت نیافتد و هر وقت به سن تکلیف رسیدی، حتماً در بسیج شرکت کن.

... دوستانم ... اگر ناراحتی از دست من دیده اید، به بزرگواری خود عفو کنید ... .

وصیت من به شما دوستان این که

اولاً هیچگاه، از خودسازی دست برندارید و همیشه به یاد خدا باشید و در راه خدا، سوره والعصر و انفال را همیشه بخوانید و سعی کنید که، هدف های دنیایی شما را گول نزند و گرنه از ریاکاران خواهید بود و اگر همیشه آنها(اهداف دنیایی) را وسیله ای در جهت الله، قرار دادید، از "الذین امنو و عملو الصّالحات" خواهید بود.

دوستان سعی کنید، عدالت را در جامعه برقرار سازید و با بی عدالتی مبارزه کنید.

عیوب خود را برطرف نمائید و برای همدیگر عیب جویی نکنید، سعی کنید خودتان را اصلاح کنید و به هیچ گروه و حزبی وابسته نباشید.

اگر با عدالت در جامعه رفتار کردید، امکان این که، ضد انقلابی و نامسلمانی، انقلابی شود و به اسلام روی آورد هست و در غیر این صورت، اگر پارتی بازی نمودید و عدالت را رعایت نکردید، آنها هم که، انقلابی هستند از شما روی می گردانند.

توصیه به برادران پاسدار

سعی کنید خود را نبازید، که در مرحله ای از آزمایش خداوندی قرار گرفته اید، روی مسائل عقیدتی کار کنید و اگر فقط در مسادل نظامی و اجرائی قرار گرفتید، زیان می کنید واین توصیه من است، مخصوصاً به برادران پاسدار.

 چرا که پاسدار واقعی کسی است که در یک دستش سلاح و در دست دیگر، قرآن باشد، برادران پاسدار، سعی کنید، فقط نظامی بار نیایید و بُعد معنوی خود را رشد دهید، روی مسائل عقیدتی و سیاسی کار کنید و اگر فقط در بُعد نظامی  پیش رفتید، آنگاه نمی دانید، چه کنید و جزء زیانکاران خواهید بود.

سعی کنید برایتان روشن شود، اسلحه ای که در دست شماست، قلب چه کسی را باید نشانه رود، شما پاسداران اسلام و ولایت فقیه هستید و همیشه باید از آن دفاع کنید، شما به هیچ گروه و حزبی وابسته نیستید و پیروان خط اسلام و قرآن هستید.

درخواست شهید

در پایان از خداوند منان، طلب عفو می کنم برای کلیه بندگان خدا.

این را نیز متذکر شوم، من راضی نیستم که کسانی که دشمن امام و در خط ولایت فقیه نیستند ... در تشیع جنازه من شرکت کنند ... .

از دوستان و آشنایانم می خواهم که، وصیت ها و پیام مرا به همه برسانند.

"به امید دیدار در کنار حوض کوثر"

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ (اَبَداً) ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ، لسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ.

کتاب حدیث عشق را همیشه مطالعه کنید و در زندگی خود، آن را بکار ببرید و الگو قرار دهید.

دعا به جان امام را فراموش نکنید: خدایا! خدابا! تا انقلاب مهدی ....

ای دل تو چرا غافلی از یاد حسین     من ینصرنی شنو، ز فریاد حسین

لبیک بگو، ندای آزادی را     گر مرد رهی، بیا به امداد حسین

عاشقی را از حسین آموز، در روز قیام     عشق وصل انداخت آتش، در سراپای حسین

عطر آگین می شود ناگه فضا، از کربلاست     بوی آن خونی ست، کامد از سر و نای حسین

والسلام علی من التبع الهدی و من اللله توفیق

67/1/29 برابر با اول رمضان سال 1408 هجری فمری

عبدالله عاصی، العبد الفانی: محمد رضا صادقی


انتهای پیام /
کدخبرنگار: 6032







مطالب مرتبط