پایگاه مقاومت بسیج شهیده مهدیه کربلایی هادی
 
شنبه 28 مهر 1397 -

رای به سایت :
653
محبوب
صفحه نخست ›› سایر محتوای فرهنگی ›› حوزه 312 طوبی ›› پایگاه مقاومت بسیج شهیده مهدیه کربلایی هادی
3
محبوب  
رای به خبر :
دیدار با مادر آسمانی شهید محمد جان نثاری
دیدار با مادر آسمانی شهید محمد جان نثاری

بانوان محله مقداد، در دیدار با خانواده شهید معزز محمد جان نثاری از مادر معظم آن شهید عزیز قدردانی کردند.
calendar
تاریخ : 1397/02/25 - 19:01

به گزارش قسم از پایگاه مقاومت بسیج شهیده مهدیه کربلایی هادی  حوزه 312 طوبی  ناحیه مقاومت بسیج شهید محلاتی ، قبل از ظهر امروز، تعدادی از بانوان محله مقداد، از مسجد حضرت علی(ع)، در قالب طرح دیدار با مادران آسمانی به دیدار مادر معظم بسیجی شهید محمد جان نثاری رفته و ضمن تجلیل از وی، درس معرفت آموختند، در این دیدار مدرس کلاس تدبر و متربیان قرآن آموز نیز مهمان شهید بودند.

شهید محمد جان نثاری در سال 42 در تهران متولد شد، و تقدیر این مولود عزیز، در زمره یاران امام روح الله(ره) رقم خورد، همانان که مژده همراهی شان در جمع لشگریان مخلص خدا به قلب آقا روح الله الهام شده بود.

دوران تحصیلی در مقاطع ابتدایی و راهنمایی محمد در سال های حیطه ی شوم رژیم طاغوت ستم شاهی گذشت، اما او که در خانواده ای متدین بزرگ می شد، پسری با ایمان، با حیا و با خلق پسندیده تریبت یافت، مادر محمد در بیان خاطره ای از حجب و حیای شهید در سن 8 سالگی گفت: در یکی از روزهای گرم بهاری محمد را با لباسی سفید و آستین کوتاه به مدرسه فرستادم، عصر که برگشت با ناراحتی زیاد، گفت من دیگر این لباس را نمی پوشم، بعدها متوجه شدم که چون، وی صورت دلنشین و جذابی هم داشته مورد توجه خانم معلم ها قرار گرفته و خجالت کشیده است.

محمد بسیار مقید به نماز اول وقت و روزه بود، حتی قبل از رسیدن به سن تکلیف نمازش را اول وقت می خواند، روزی در سن 14 سالگی خواب ماند، وقتی بیدار شد و دید که آفتاب طلوع کرده، خیلی ناراحت شد و به من گفت مادر هر طوری می توانی مرا صدا بزن تا نمازم قضا نشود.

مادر معظم شهید افزود، محمد پسری باهوش و درس خوان بود و به پیشنهاد مدیر و مربیان مدرسه در سال پنجم دبستان در امتحان تیز هوشان شرکت و قبول شد، اما در مصاحبه به دلیل پاسخ هایی مخالف میل رژیم ملعون پهلوی، اجازه ورود به مدرسه تیزهوشان را نگرفته است.

دوران نوجوانی او با اعتراضات و راهپیمایی های انقلابی در سال 57 همزمان شده بود و محمد پای ثابت و مصمم تظاهرات بود، ما آن زمان در محله سرآسیاب دولاب محله هفده شهریور ساکن بودیم، همسایه ها برایم تعریف می کردند، حاج داود(از همسایگانی که بعداً شهید شد)، محمد را بر دوش خود می گذاشته و در جلو صف راهپیمایان، محمد، شعار های انقلابی می داد و جمعیّت او را همراهی می کرد.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، هنگامی که اولین دوره انتخابات ریاست جمهوری  برگزار می شد محمد هنوز به سن رأی دادن نرسیده بود، اما یک روز از من و پدرش پرسید شما به چه کسی رأی می دهید ما مطابق با تبلیغات آن دوره گفتیم خُب همه به بنی صدر رأی می دهند، محمد گفت اما اگر من می توانستم رأی دهم، به دکتر آیت یا آقای حبیبی رآی می دادم و چون ما می دانستیم او نوجوانی با بصیرت و اهل مطالعه است، نظرش را پذیرفتیم و همان کار را کردیم.

مادر شهید افزود: با شروع جنگ تحمیلی وبا فرمان امام راحل، بال پروازمحمد قوت گرفت و از پدرش اجازه رفتن خواست، او در والفجر مقدماتی حضور داشت، پس از مرخصی به زیارت امام رضا(ع) رفتیم، محمد به من گفت: « دفعه بعد که به زیارت بیایید من نیستم»، وقتی برای بار آخر به جبهه می رفت گفت: " مادر من زودتر از شما به کربلا می روم" و سرانجام، بعد از شرکت درعملیات والفجر یک،  به عنوان تخریب چی، در سال 62، هنگام پاتک دشمن بعثی، در منطقه فکه، به شهادت می رسد و در دیدار مولایش از ما سبقت می گیرد، اما پیکرش جاوید الاثر می شود.

پیکر شهید محمد جان نثاری پس از سیزده سال، در نوزدهم رمضان سال 74 به آغوش خانواده باز می گردد و در بیست و یکم رمضان در کنار هم رزمان شهیدش به عرش می نشیند.

 در پایان سخن مادر شهید، صلوات شعبانیه، قرائت شد و به روح بلند تمامی شهدا هدیه گردید. 


انتهای پیام /
کدخبرنگار: 6032